درک احساسات دیگران به ویژه کودکان، یکی از مهارت های کلیدی برای والدین است که تأثیر مستقیمی بر کیفیت روابط خانوادگی و رشد عاطفی کودکان دارد. در این راهنما از مجله شناخت، به بررسی علمی و عملی این مهارت پرداخته و راهکارهای کاربردی برای توسعه آن به شما ارائه می کند. آموزش درک احساسات دیگران به والدین کمک می کند تا دنیای درونی فرزندانشان را بهتر بشناسند و با آگاهی بیشتری به نیازهای عاطفی آن ها پاسخ دهند.
همدلی چیست و چرا برای والدین اهمیت دارد؟
همدلی به معنای درک عمیق احساسات و تجربیات دیگران و توانایی قرار گرفتن در جایگاه آنان است. این مهارت فراتر از همدردی است؛ در همدردی شما برای دیگری احساس ترحم می کنید اما در همدلی، خود را در موقعیت او قرار می دهید و احساساتش را درک می کنید، حتی اگر خودتان آن را تجربه نکرده باشید. برای والدین، همدلی ابزاری قدرتمند است که به آن ها کمک می کند تا دنیای درونی کودکان خود را بهتر بفهمند و واکنش های مناسب تری نشان دهند.
مقاله پیشنهادی
یک والد با مهارت همدلی می تواند تشخیص دهد که گریه کودک فقط نشان دهنده نیاز به چیزی نیست، بلکه ممکن است ناشی از خستگی، ترس یا نا امیدی باشد. این توانایی در آموزش درک احساسات دیگران به ویژه در مورد کودکان، حیاتی است زیرا کودکان اغلب نمی توانند احساسات پیچیده خود را با کلمات بیان کنند و این مسئولیت والدین است که با همدلی، به رمزگشایی این پیام ها بپردازند. این درک عمیق، پایه و اساس یک ارتباط عاطفی سالم و قوی را بنا می نهد و به والدین امکان می دهد تا راهنمایی های تربیتی موثرتری ارائه دهند.
اهمیت همدلی در رابطه والد-کودک
- کاهش سوء تفاهم ها و دعواهای خانوادگی: وقتی والدین احساسات و نیازهای پشت رفتار کودک را درک می کنند، می توانند به جای واکنش های تنبیهی یا عصبانیت، با دلسوزی و راهنمایی پاسخ دهند. این امر از بروز بسیاری از اختلافات جلوگیری می کند و به حل و فصل آرام تر مشکلات کمک می کند. به عنوان مثال، درک اینکه لجبازی کودک ممکن است ناشی از نیاز به استقلال باشد، به والدین کمک می کند تا به جای سرکوب، راه هایی برای دادن انتخاب های محدود به او پیدا کنند.
- تقویت حس امنیت و اعتماد کودکان: کودکی که احساس می کند والدینش او را می فهمند و احساساتش را جدی می گیرند، حس امنیت عاطفی بیشتری دارد. این امنیت، پایه و اساس اعتماد کودک به والدین است. وقتی کودک می داند که می تواند با هر حس و حالتی به والدینش مراجعه کند و مورد پذیرش قرار گیرد، ارتباط او عمیق تر می شود.
- ارتقای سلامت روانی و عاطفی فرزند: درک احساسات کودکان توسط والدین، به آن ها کمک می کند تا احساسات خود را شناسایی و تنظیم کنند. والدینی که به کودکانشان کمک می کنند تا احساسات خود را نام گذاری کرده و با آن ها کنار بیایند، در واقع مهارت های هوش هیجانی را در آن ها تقویت می کنند که برای سلامت روان در بلندمدت بسیار مهم است.
- کمک به رشد مهارت های اجتماعی کودکان: کودکان از طریق مشاهده و تقلید از والدینشان، همدلی را می آموزند. وقتی والدین با همدلی با آن ها رفتار می کنند، کودکان یاد می گیرند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، احساسات آن ها را درک کنند و در تعاملات اجتماعی خود، مهربان تر و فهمیده تر باشند. این مهارت ها برای موفقیت در روابط دوستانه و اجتماعی در آینده ضروری هستند. در واقع، فرآیند آموزش همدلی به کودکان در Child Mind Institute بر این اصل تاکید دارد که همدلی یک مهارت آموختنی است و والدین با رفتار خود، اولین و مهم ترین آموزگاران این مسیر برای فرزندانشان هستند.

مهارت های کلیدی در آموزش درک احساسات دیگران
برای تقویت همدلی و آموزش درک احساسات دیگران، والدین باید چند مهارت مهم را تمرین کنند. این مهارت ها به آن ها کمک می کنند تا به شکلی عمیق تر و معتبرتر با فرزندان خود ارتباط برقرار کرده و نیازهای عاطفی آن ها را بهتر تشخیص دهند. تسلط بر این مهارت ها نیازمند تمرین و آگاهی است اما نتایج آن در بهبود کیفیت روابط خانوادگی بسیار چشمگیر خواهد بود.
والدگری آگاهانه بر پایه همین مهارت ها بنا شده است. والدینی که به این جنبه ها توجه می کنند، نه تنها به کودکانشان احساس شنیده شدن و دیده شدن می دهند، بلکه به آن ها الگوهای مثبتی برای برقراری ارتباط با دیگران ارائه می دهند. در ادامه به بررسی شش مهارت کلیدی در این زمینه می پردازیم که هر یک نقش ویژه ای در ارتباط موثر با کودک ایفا می کنند.
۱. گوش دادن فعال و توأم با توجه
گوش دادن فعال فراتر از شنیدن کلمات است؛ به معنای با تمام وجود به حرف های کودک گوش دادن، توجه کامل به او و نشان دادن فهم و درک است. این مهارت به کودک احساس ارزشمندی می دهد و او را تشویق می کند تا بیشتر صحبت کند. وقتی کودک با شما صحبت می کند، تماس چشمی برقرار کنید، سر تکان دهید و با زبان بدن خود نشان دهید که کاملاً متوجه او هستید. از قطع کردن صحبت های او پرهیز کنید، حتی اگر می خواهید راه حلی ارائه دهید یا نصیحتی بکنید؛ ابتدا بگذارید حرف هایش تمام شود.
برای تقویت مهارت همدلی، گوش دادن فعال به شما کمک می کند تا جزئیات مهمی از احساسات و افکار کودک را دریابید که ممکن است در نگاه اول آشکار نباشند. به عنوان مثال، اگر کودک در مورد یک اتفاق در مدرسه صحبت می کند، به جای اینکه بلافاصله بگویید “مهم نیست” یا “خودت مقصر بودی”، با دقت گوش دهید و سعی کنید از دیدگاه او به قضیه نگاه کنید. این کار به کودک نشان می دهد که شما برای احساساتش ارزش قائل هستید و به او اعتماد به نفس می دهد تا در آینده نیز مسائلش را با شما در میان بگذارد.
۲. نگاه دقیق به زبان بدن و نشانه های غیرکلامی
بخش بزرگی از ارتباطات، غیرکلامی است به خصوص در کودکان. توجه به حالات صورت، حالت بدن، تغییرات لحن صدا و حرکات دست و پا به والدین کمک می کند تا احساسات واقعی کودک را بهتر درک کنند. کودکی که ممکن است بگوید “خوبم” اما شانه هایش افتاده باشد، چشمانش قرمز باشد یا صدایش لرزش داشته باشد، به احتمال زیاد غمگین یا ناراحت است. یک کودک پرانرژی که ناگهان گوشه گیر می شود نیز ممکن است نشانه ای از اضطراب یا بیماری داشته باشد.
والدین با مشاهده دقیق این نشانه ها می توانند به سرنخ های ارزشمندی دست یابند. به عنوان مثال، کودکی که در حال نقاشی است و به صورت ناگهانی مدادش را با عصبانیت به زمین می کوبد، ممکن است از نتیجه کار خود نا امید شده باشد یا از موضوع دیگری ناراحت باشد. درک احساسات کودکان از طریق زبان بدن، به شما امکان می دهد قبل از اینکه کودک حتی خودش بداند چه حسی دارد، به او نزدیک شوید و با سوالات مناسب، به او در بیان و پردازش احساساتش کمک کنید. این مهارت نیاز به تمرین و مشاهده مداوم دارد.
مقاله پیشنهادی
۳. خودآگاهی و شناخت احساسات شخصی
والدین برای اینکه بتوانند به طور مؤثر احساسات فرزندان خود را درک کنند، ابتدا باید نسبت به احساسات خودشان آگاه باشند. وقتی والدین احساسات خود را بشناسند، می توانند آن ها را بهتر مدیریت کنند و اجازه ندهند که واکنش های هیجانی خودشان بر توانایی آن ها در مهارت همدلی با فرزندشان تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، اگر والد خودش خسته یا مضطرب باشد، ممکن است در برابر گریه یا شیطنت کودک، صبر کمتری داشته باشد و به جای درک و همدلی، واکنش منفی نشان دهد.
خودآگاهی هیجانی به والدین کمک می کند تا میان احساسات خود و احساسات کودک تمایز قائل شوند. این بدان معناست که بتوانند تشخیص دهند که آیا عصبانیت آن ها از رفتار کودک ناشی از احساسات خودشان است یا واقعاً از رفتار کودک. والدینی که به خوبی احساسات خود را می شناسند، می توانند به شکل سازنده تری با چالش های تربیتی روبرو شوند و الگوی مثبتی از مدیریت احساسات را برای فرزندانشان ارائه دهند. این پایه و اساس والدگری آگاهانه است که در آن، واکنش ها بر اساس شناخت و نه صرفاً غریزه صورت می گیرد.
۴. قضاوت نکردن و پذیرش بدون شرط
اجتناب از قضاوت سریع درباره رفتار یا احساسات کودک باعث می شود او بازتر و راحت تر احساسات خود را بیان کند. وقتی کودک احساس کند که والدینش او را همانطور که هست، با تمام احساسات و رفتارهایش می پذیرند، بدون اینکه مورد سرزنش یا نقد قرار گیرد، فضای امنی برای ابراز وجود پیدا می کند. قضاوت کردن مانند گفتن “تو نباید اینقدر ترسو باشی” یا “گریه نکن، این مسئله ای نیست”، کودک را از ابراز احساساتش باز می دارد و به او می آموزد که برخی از احساساتش بد هستند و باید پنهان شوند.
پذیرش بدون شرط به این معنا نیست که شما تمام رفتارهای کودک را تأیید می کنید، بلکه به این معناست که احساسات او را به رسمیت می شناسید. می توانید بگویید “می فهمم که از خراب شدن اسباب بازیت عصبانی هستی” (پذیرش احساس) و سپس در مورد رفتار صحیح بحث کنید “اما هل دادن دوستت راه درستی برای نشان دادن عصبانیت نیست” (مدیریت رفتار). این رویکرد، مهارت همدلی را تقویت می کند و به کودک می آموزد که تمام احساسات طبیعی هستند اما راه های مناسب تری برای ابراز آن ها وجود دارد.
۵. انعکاس احساسات کودک
بازگو کردن احساساتی که کودک بیان می کند با کلمات خود، به او اطمینان می دهد که دیده و شنیده شده است. این تکنیک که به “انعکاس احساسات” معروف است، یکی از قدرتمندترین ابزارها در آموزش درک احساسات دیگران و برقراری ارتباط موثر با کودک است. وقتی کودک می گوید “از دوستم بدم میاد”، شما می توانید با جملاتی مانند “به نظر میاد خیلی از دوستت دلخوری” یا “فکر می کنم از کاری که کرده، عصبانی هستی”، احساس او را انعکاس دهید. این کار به کودک کمک می کند تا احساسات پیچیده اش را نام گذاری کند و احساس کند شما او را درک کرده اید.
انعکاس احساسات به کودک کمک می کند تا درک بهتری از حالت عاطفی خود پیدا کند. همچنین به او نشان می دهد که والدینش به او گوش می دهند و به آنچه او تجربه می کند، اهمیت می دهند. این کار نه تنها باعث آرامش کودک می شود، بلکه اعتماد او را نیز افزایش می دهد. به خاطر داشته باشید که هدف شما قضاوت یا ارائه راهحل نیست، بلکه صرفاً تأیید و نام گذاری احساس اوست. این اقدام ساده می تواند درهای گفتگوی عمیق تر را باز کند و به درک احساسات کودکان کمک شایانی کند.
۶. پرسیدن سوال های باز و تشویق به گفتگو
استفاده از سوالاتی که کودک را به فکر کردن و صحبت کردن بیشتر درباره احساساتش ترغیب کند، باعث عمق بخشی به ارتباط می شود. به جای سوالات بله/خیر مانند “ناراحتی؟”، از سوالات باز استفاده کنید که پاسخ های طولانی تر و توصیفی تری را تشویق می کنند. به عنوان مثال، می توانید بپرسید “چه چیزی باعث شد امروز صبح ناراحت بشی؟” یا “میخوای در مورد اتفاقی که افتاد، بیشتر حرف بزنی؟” این نوع سوالات به کودک اجازه می دهد تا جزئیات بیشتری از تجربه خود را به اشتراک بگذارد و شما را به دنیای درونی او دعوت کند.
سوالات باز همچنین به کودک کمک می کند تا مهارت های تفکر و بیان احساسات خود را توسعه دهد. وقتی کودک مجبور است احساسات خود را با کلمات بیان کند، نه تنها خودش آن ها را بهتر درک می کند، بلکه به والدینش نیز فرصت می دهد تا درک عمیق تری از او پیدا کنند. این بخش اساسی در آموزش درک احساسات دیگران است زیرا به جای اینکه والدین تلاش کنند حدس بزنند، به کودک کمک می کنند تا خودش اطلاعات را ارائه دهد. این رویکرد به ارتباط موثر با کودک و ساختن یک رابطه مبتنی بر صداقت و شفافیت کمک می کند.
| مهارت | توضیح |
|---|---|
| گوش دادن فعال | تمرکز کامل و بدون قضاوت به صحبت های کودک، ایجاد حس ارزشمندی |
| زبان بدن | توجه به حرکات، حالت صورت و لحن صدا برای درک احساسات ناگفته |
| انعکاس احساسات | بیان دوباره احساسات کودک به زبان خود برای تأیید و نام گذاری |
| سوال های باز | تشویق کودک به بیان بیشتر احساسات و افکار عمیق تر |
| خودآگاهی | شناخت و مدیریت احساسات شخصی والدین برای واکنش های متناسب |
| قضاوت نکردن | پذیرش کودک بدون نقد و سرزنش و ایجاد فضای امن برای او |
تمرین های عملی برای تقویت مهارت درک احساسات در والدین
تمرین و تکرار کلید موفقیت در هر مهارتی است و انجام تمرین های افزایش همدلی برای والدین، یک ضرورت در مسیر درک بهتر احساسات فرزندان محسوب می شود. برای والدینی که به دنبال تقویت مهارت همدلی و درک احساسات کودکان خود هستند، تمرینات ساده ولی مؤثر زیر می تواند بسیار کمک کننده باشد. با اختصاص زمان و تلاش مداوم، می توانید این مهارت ها را در خود نهادینه کرده و به یک والد همدل تر و آگاه تر تبدیل شوید.
تمرین جای گذاری خود در موقعیت کودک
هنگام بروز هر مشکل یا واکنشی از طرف کودک، لحظه ای توقف کرده و تلاش کنید دنیا را از دیدگاه او ببینید. از خودتان بپرسید: “اگر من در موقعیت او بودم و این تجربه را داشتم، چه احساسی داشتم؟” یا “با توجه به سن و مرحله رشد او، این رفتار چه معنایی می تواند داشته باشد؟” به عنوان مثال، اگر کودک اسباب بازی اش را پرت می کند، به جای عصبانیت سریع، فکر کنید که آیا او خسته، گرسنه یا frustrated شده است. این تمرین به شما کمک می کند تا به جای واکنش های ناخودآگاه، با آگاهی و همدلی بیشتری پاسخ دهید.
تمرین گوش دادن فعال
حداقل یک بار در روز زمانی را به گوش دادن بدون قطع کردن به کودک اختصاص دهید. این زمان می تواند در حین بازی، غذا خوردن یا قبل از خواب باشد. تلفن همراه و سایر عوامل حواس پرتی را کنار بگذارید و تمام توجه خود را به کودک معطوف کنید. با او تماس چشمی برقرار کنید، سر تکان دهید و اجازه دهید هر چه در ذهنش هست، بگوید. هدف این است که کودک احساس کند که کاملاً شنیده شده است، نه اینکه شما صرفاً در حال جمع آوری اطلاعات برای ارائه راه حل باشید. می توانید با جملاتی مانند “بعدش چی شد؟” او را به ادامه صحبت تشویق کنید.
تمرین انعکاس احساسات
بعد از شنیدن موضوع، احساس کودک را با جملاتی مانند “می فهمم که ناراحت شدی …”، “به نظر میرسه از این اتفاق عصبانی هستی …” یا “فکر می کنم از این خبر خوشحال شدی …” تکرار کنید. این کار به کودک نشان می دهد که شما متوجه احساس او هستید و آن را تأیید می کنید. این تمرین به خصوص در موقعیت هایی که کودک گیج یا پر از احساسات متناقض است، بسیار مؤثر است و به او در نام گذاری و مدیریت احساساتش کمک می کند. این یک گام مهم در آموزش درک احساسات دیگران است.
مشاهده زبان بدن
سعی کنید در موقعیت های مختلف حالات غیرکلامی کودک را ثبت و تحلیل کنید. به حالات صورت (اخم، لبخند، چشم های باز یا بسته)، حالت بدن (شانه های افتاده، سینه بالا، قوز کرده) و لحن صدا (بلند، آرام، لرزان) او توجه کنید. می توانید در یک دفترچه یادداشت کوچک، مشاهدات خود را ثبت کنید (مثلاً “وقتی از مدرسه برگشت، شانه هایش افتاده بود و مستقیم به اتاقش رفت، ممکن است ناراحت باشد”). این کار به شما کمک می کند تا الگوها را شناسایی کرده و پیش بینی های بهتری در مورد احساسات احتمالی کودک داشته باشید و در نهایت ارتباط موثر با کودک را بهبود بخشید.
یادداشت احساسات خود
هر روز چند دقیقه به خودتان اختصاص دهید و احساسات خود را در یک دفترچه یادداشت کنید. بنویسید چه احساسی داشتید (خشم، شادی، اضطراب، خستگی)، چه چیزی باعث آن شد و چگونه با آن کنار آمدید. این تمرین خودآگاهی شما را تقویت می کند. وقتی شما احساسات خود را بهتر بشناسید و مدیریت کنید، می توانید با آرامش بیشتری به احساسات فرزندانتان پاسخ دهید و مهارت همدلی واقعی را بروز دهید. این به شما کمک می کند تا میان احساسات خود و کودک تمایز قائل شوید و واکنش های مناسب تری داشته باشید.
چگونه مجله شناخت می تواند در مسیر آموزش درک احساسات به شما کمک کند؟
مجله شناخت با ارائه مقالات علمی، راهنمایی های عملی و بررسی تجربیات خانواده ها، بستری امن و قابل اعتماد برای والدینی است که به دنبال تربیت آگاهانه و روابط عاطفی قوی با کودکان خود هستند. ما به شما کمک می کنیم تا با مفاهیم کلیدی آموزش درک احساسات دیگران آشنا شوید و راهکارهای عملی را در زندگی روزمره خود به کار گیرید. هدف ما توانمندسازی والدین برای ایجاد محیطی سرشار از همدلی و تفاهم است، جایی که کودکان احساس امنیت کرده و در مسیر رشد عاطفی سالم قرار گیرند.
با مطالعه محتوای مجله شناخت، شما نه تنها درک عمیق تری از درک احساسات کودکان و مهارت همدلی پیدا می کنید، بلکه ابزارهایی عملی برای تمرین همدلی و تقویت ارتباط موثر با کودک خود به دست می آورید. ما در مجله شناخت به شما کمک می کنیم تا به یک والد آگاه و همدل تبدیل شوید که با درک صحیح از دنیای درونی فرزندش، بهترین حمایت عاطفی را به او ارائه میدهد.
سؤالات متداول آموزش درک احساسات دیگران
چگونه می توانم بهتر احساسات کودکم را درک کنم؟
برای درک بهتر احساسات کودک خود، لازم است مجموعه ای از مهارت ها را به کار گیرید. ابتدا، گوش دادن فعال را تمرین کنید؛ یعنی بدون حواس پرتی و با تمام توجه به حرف های او گوش دهید. دوم، به زبان بدن و نشانه های غیرکلامی کودک دقت کنید؛ حالات صورت، لحن صدا و حرکات او می توانند اطلاعات زیادی به شما بدهند. سوم، سعی کنید احساسات او را انعکاس دهید و با کلمات خودتان آنچه را که به نظر می رسد حس می کند، بیان کنید تا احساس شنیده شدن کند. در نهایت، با پرسیدن سوالات باز، او را تشویق به صحبت بیشتر کنید و فضای امنی برای ابراز احساساتش فراهم آورید. همچنین مدیریت احساسات خودتان نیز نقش مهمی در توانایی همدلی با کودک دارد.
تمرین های کاربردی برای تقویت مهارت همدلی چیست؟
برای تقویت مهارت همدلی، والدین می توانند تمرین های عملی مختلفی انجام دهند. تمرین جای گذاری خود در موقعیت کودک، شما را تشویق می کند که هنگام بروز هر مشکلی، دنیا را از دیدگاه کودک ببینید و احساسات احتمالی او را حدس بزنید. تمرین روزانه گوش دادن فعال که در آن بدون قضاوت و با تمرکز کامل به کودک گوش می دهید، بسیار مؤثر است. همچنین تمرین انعکاس احساسات با تکرار آنچه به نظر می رسد کودک حس می کند، به او کمک می کند تا احساساتش را بشناسد. مشاهده دقیق زبان بدن کودک و ثبت آن در یک یادداشت و همچنین یادداشت کردن احساسات شخصی خودتان برای تقویت خودآگاهی، از دیگر تمرینات کاربردی هستند که به تدریج مهارت همدلی شما را افزایش می دهند.
چرا گاهی درک احساسات دیگران برایم دشوار است؟
درک احساسات دیگران می تواند به دلایل متعددی دشوار باشد. یکی از مهم ترین آن ها، کمبود خودآگاهی هیجانی است؛ اگر والدین احساسات خودشان را نشناسند، نمی توانند احساسات دیگران را نیز به درستی تشخیص دهند. تعصبات شخصی و پیش داوری ها نیز می توانند مانع درک صحیح شوند؛ وقتی ما از قبل در مورد یک فرد یا موقعیت قضاوت کرده ایم، کمتر قادر به همدلی هستیم. استرس، خستگی و مشغله زیاد نیز می توانند تمرکز لازم برای گوش دادن و مشاهده را از بین ببرند. گاهی نیز تجربیات گذشته خودمان باعث می شود که واکنش های متفاوتی نشان دهیم یا نتوانیم با احساسات خاصی ارتباط برقرار کنیم. فقدان آموزش درک احساسات دیگران و مهارت های هوش هیجانی نیز می تواند دلیل این دشواری باشد.
چطور می توانم بدون قضاوت درباره احساسات کودک حرف بزنم؟
برای صحبت کردن بدون قضاوت درباره احساسات کودک، از زبان توصیفی و تأییدی استفاده کنید. به جای گفتن “تو نباید عصبانی باشی”، بگویید “من می بینم که از این اتفاق عصبانی هستی”. بر روی تأیید احساس تمرکز کنید، نه بر تحلیل یا تغییر آن. جملاتی مانند “حق داری این حس رو داشته باشی” یا “طبیعیه که الان ناراحت باشی” به کودک احساس پذیرش می دهند. از استفاده از کلماتی مانند “باید” یا “نباید” خودداری کنید و به جای آن، روی بیان آنچه می بینید و می شنوید تمرکز کنید. به جای سرزنش رفتار، احساس پشت آن رفتار را درک کنید. این رویکرد به ارتباط موثر با کودک و ایجاد یک فضای امن و بدون قضاوت کمک می کند.
چه نقشی درک احساسات دیگران در تربیت موفق کودکان دارد؟
درک احساسات دیگران نقش محوری در تربیت موفق کودکان ایفا می کند. والدینی که دارای مهارت همدلی بالایی هستند، می توانند با فرزندان خود ارتباط موثر با کودک برقرار کنند که این خود منجر به تقویت بنیاد اعتماد و امنیت در خانواده می شود. این مهارت به کودکان کمک می کند تا هوش هیجانی بالاتری داشته باشند و بتوانند احساسات خود را بشناسند، مدیریت کنند و به درستی بیان نمایند. در نتیجه، کودکان رفتارهای مشکل ساز کمتری از خود نشان می دهند و مهارت های حل مسئله بهتری را توسعه می دهند. همچنین کودکان الگوبرداری می کنند و با دیدن همدلی در والدینشان، خودشان نیز به افرادی همدل و مسئولیت پذیر در اجتماع تبدیل می شوند. این امر به سلامت روان و روابط اجتماعی بهتر آن ها در آینده کمک شایانی می کند و اساس والدگری آگاهانه را تشکیل می دهد.






